کلیک بر روی تبلیغات یادتون نره

دختركى به ميز كار پدرش نزديك مى‌شود و كنار آن مى‌ايستد.

پدر كه به سختى گرم كار و زير و رو كردن انبوهى كاغذ و نوشتن چيزهايى در تقويم خود بود، اصلا متوجه حضور دخترش نمى‌شود

تا اينكه دخترك مى‌گويد: «پدر، چه مى‌كنى؟

http://upload.iranvij.ir/images_dey91/01996530854759528421.gif


 دختركى به ميز كار پدرش نزديك مى‌شود و كنار آن مى‌ايستد.

پدر كه به سختى گرم كار و زير و رو كردن انبوهى كاغذ و نوشتن چيزهايى در تقويم خود بود، اصلا متوجه حضور دخترش نمى‌شود

تا اينكه دخترك مى‌گويد: «پدر، چه مى‌كنى؟»

 

و پدر پاسخ مى‌دهد: «چيزى نيست عزيزم! مشغول مرتب كردن برنامه‌هاى كاريم هستم.

اينها نام افراد مهمى هستند كه بايد در طول هفته با آنها ملاقات داشته باشم.»

 

دخترك پس از كمى مكث و تأمل مى‌پرسد: «پدر! آيا نام من هم در بين آنها هست؟»

 



ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید