نشـــــان ســــیـــــــــــــــــــღـز♥

ساقه شکستن، قانون طوفـــان است تو نسیـــم باش و ... نوازش کن ...

زندگی آرام است، مثل آرامش یک خواب بلند.

زندگی شیرین است، مثل شیرینی یک روز قشنگ.

زندگی رویایی است، مثل رویای ِ یکی کودک ناز.

زندگی زیبایی است، مثل زیبایی یک غنچه ی باز.

زندگی تک تک این ساعتهاست، زندگی چرخش این عقربه هاست.

زندگی راز دل مادر من. زندگی پینه ی دست پدر است، زندگی مثل زمان در گذر ...

راحت نوشتیم بابا نان داد !

بی آنکه بدانیم بابا چه سخت، برای نان همه جوانیش را داد ...

روز پدر مبارک

[ دوشنبه 22 اردیبهشت 1393 ] [ 12:53 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ ﺍﻧﺪ :

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﻣﺎﻝ ﻣﺮﺩﻡ ﺧﻮﺭ .... ﯾﺎ ﺑﯽ ﭘﻮﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﮔﺪﺍ ﮔﺸﻨﻪ

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﻬﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﺧﺮﺣﻤﺎﻝ .... ﯾﺎ ﮐﻤﺘﺮ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : تنبل

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺳﺮﺳﺨﺖ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﮐﻠﻪ ﺧﺮ .... ﯾﺎ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﻣﺸﻨﮓ

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻫﻮﺷﯿﺎﺭﺗﺮﻧﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﭘﺮﺍﻓﺎﺩﻩ ..... ﯾﺎ ﺳﺎﺩﻩ ﺗﺮﻥ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﻫﺎﻟﻮ

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﻭﻟﺨﺮﺝ .... ﯾﺎ ﺍﻫﻞ ﺣﺴﺎﺏ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻦ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﺧﺴﯿﺲ

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻥ ﮐﻪ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﮔﻨﺪﻩ ﺑﮏ ..... ﯾﺎ ﮐﻮﭼﮑﺘﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﻓﺴﻘﻠﯽ

ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﺍﺭﺗﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﺑﻮﻗﻠﻤﻮﻥ ﺻﻔﺖ ...... ﯾﺎ ﺭﻭﺭﺍﺳﺖ ﺗﺮﻥ ﺑﻬﺸﻮﻥ ﻣﯿﮕﯿﻢ : ﺍﺣﻤﻖ

ﮐﻼ ﻣﻌﯿﺎﺭ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ "ﻣﺎ" ﻫﺴﺘﻴﻢ ؛ ﻧﻪ "ﺣﻘﯿﻘﺖ" !!!!!

 

[ سه‌شنبه 16 اردیبهشت 1393 ] [ 14:27 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

خـــدایـا . . . !

گـاهــی تــو را بــزرگــ می بـیـنـم و گاهـی کــوچـکــ ،

ایــن تــو نـیستی کـه بــزرگ می شــوی و کـوچـک . . .

ایــن مـنـم کـه گاهـی نــزدیـکــ مـی شـــوم و گاه دور . . . !!!

[ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ] [ 02:47 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

دل نوشته ها خاطرات سبزی است که معنی اوج را به رقص پروانه ها تجسم میکند و رقص پروانه ها آهنگ حضور بهار در ماوای روح طبیعت است. دمیدن روحی به تازگی نیم نگاه پروردگار و لذت جان گرفتن ، دوباره سبز شدن احساس شور زندگی ست.

زندگی درمیان کسانیکه به آن ها دلبسته شده ای و کسانیکه متفاوت از بهترینها هستند. ذهن انسان عاشق یادآوری است. یادآوری خاطراتی که امید را به نفس پیوند می دهد تا مسیر کمال در زیباترین نماد خود به پرواز درآید. حال که دست به قلم برده ام دلم می خواد خاطرات رنگین و زیبای گذشته را که حضور سبز شما درکنارم آرام بخش زندگی بود به آینده گره بزنم تا هیچگاه عزیزان ارجمند را به قصر تنهایی ختم نکنم و این حضور سبز شما بهار دوباره من است و از حضرت عشق طلب می کنم که آرامش زیستن در کنار شما در بهار تازگی را برایم هدیه کند. از همه دوستان و عزیزانم و تمام کسانیکه مرایارای همراه در این تلاطم خروشان هستند تشکر می کنم و در سجده عشقم نشاط را از کردگار بزرگ برای همدلانم مسئلت می کنم.

 

[ سه‌شنبه 12 فروردین 1393 ] [ 23:47 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

الهی ...

 

سه خصلت است که نمی گذارد از درگاهت چیزی بخواهم ،

 

و فقط یک خصلت است که مرا به آن ترغیب می کند ؛

 

 

آن سه خصلت عبارتند از :

 

فرمانی که داده ای و من در انجامش درنگ کرده ام ،

 

و کاری که مرا از آن نهی فرمودی ولی من بدان شتافته ام ،

 

و نعمتی است که عطا فرموده ای ولی من در شکرگزاریش کوتاهی نموده ام ...

 

 

و اما تنها مساله ای که مرا به سویت می خواند :

 

تفضل و مهربانی تو به کسی است که به آستانت روی آورده ،

 

و چشمِ امید به تو بسته است ...

 

همه ی لطف و احسانت از روی تفضل ،

 

و همه ی نعمتهایت بی سبب و بدونِ زمینه ی استحقاق است ...

 

 

" دعای 12 صحیفه ی سجادیه - بخش 1 تا 3 "

 

[ پنج‌شنبه 24 بهمن 1392 ] [ 20:33 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(1) ]

جوانے نزد شیخ حسنعلے نخودکی آمد و گفت :

سـه قفل در زندگی ام وجود دارد و سـه کلید از شما مےخواهم.

قفل اول اینست کــه دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم.

قفل دوم اینکــه دوست دارم کارم برکت داشته باشد.

قفل سوم اینکـه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.

شیخ فرمود :

براے قفل اول نمازت را اول وقت بخوان.

براے قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان.

براے قفل سوم نمازت را اول وقت بخوان.

جوان عرض کرد: سـه قفل با یک کلید ؟!

شیخ فرمود : نماز اول وقت « شاه کلید » است !

 

 

 1_1_1-1.jpg

[ شنبه 19 بهمن 1392 ] [ 09:25 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

[ دوشنبه 23 دی 1392 ] [ 15:47 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

 

این پست را " سکوت " میکنم ...

 

این بار تو بنویس!

 

از تمام حرفهایت ،

 

از  دردهایت،از هرچه  دلت می گوید....

 

[ پنج‌شنبه 31 مرداد 1392 ] [ 16:14 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

[ چهارشنبه 09 مرداد 1392 ] [ 15:47 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

 زن پاشو محکمتر روی گاز فشار داد ، باید خودشو سریع میرسوند...... نه!!!

صدای برخورد ماشین با سپر گلگیر روبرویی....

ماشین کاملا نو بود و چند روز بیشتر نبود که اونو تحویل گرفته بودند.

چطوری باید جریان تصادف و به شوهرش توضیح میداد.... خدایا!!!

باید مدارکش رو حاضر میکرد.

در حالی که از یه پاکت قهوه ای رنگ بزرگ مدارکش رو بیرون میکشید

تکه کاغذی از توی اون زمین افتاد که روی اون با خطی کلفت و شتاب زده نوشته شده بود:

.

.

عزیزم در صورت تصادف یادت باشه، که من تو رو دوست دارم نه ماشین رو!

زن اروم گرفت و با لبخندی از ماشین پیاده شد.

وقتی پیرهنمون با اتو میسوزه ، قشنگترین ظرف کریستالمون میشکنه، دیوارهای خونه خط خطی میشه

یادتون باشه هیچکدوم ارزش شکستن دلی رو نداره!

[ چهارشنبه 01 خرداد 1392 ] [ 14:33 ] [ nishansiz ]

[ ارسال نظر(0) ]

مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران