کلیک بر روی تبلیغات یادتون نره

در دلِ شب با نَوا و زمزمه 

 گفت این نکته به حیدر فاطمه

وعدگاه من و تو یا مرتضی        ظهر عاشورا ... کنار علقمه

جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكيان دارد بـقـيـع

يــا صــفـاي خـلــوت افــلاكـيــان دارد بـقـيـع



مـي تـوان گـفت از گـلاب گـريـه اهـــل نـظر

صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـيـع


گـر چـه مي تابد بر اوخورشيد سوزان حجاز

از پـــر و بــال مــلائـك ســايـبـان دارد بـقـيـع


قـرن ها بگـذشـته بر ايـن ماجـرا اما هــــنوز

داغ هـجـده سـاله زهراي جوان دارد بـقـيـع


خــفـتـه بـين مـنبـر و مـــحرابي امـا بـاز هم

از تــو اي انســيه حــورا نشـان دارد بـقـيـع


راز مــخفي بودن قـــبـر تـو را بـا مـا نـگفـت

تابه کي مهر خموشي بر دهان دارد بـقـيـع


شب كه تنها ميشود با خـلوت روحاني اش

اي مـــديـنـه انـتــظـار ميــهمان دارد بـقـيـع



شب كه تاريك است و در بر روي مردم بسته است

زائــري چــون مــهــدي صاحــب زمـــان دارد بـقـيـع




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
$captcha_html
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید