کلیک بر روی تبلیغات یادتون نره


 

 

 یک نوشت:

گاهی فک می کنی قصه ی آدم ها، انگار اونی که نوشته اش و کارگردانیش می کنه...یه روزایی همه ی برگش رو پر کرده  حتی بالا و پایین صفحه رو...و یه روزایی خط در میون....یه روزایی هم عشق کرده دو کلمه بنویسه و خلاص..بعد بازیگراش هم همینطور... یه روز پر نفس یه روز سلانه سلانه یه روز هم  آنتراکت ِ آنتراکت....و این قصه همچنان ادامه دارد....

 

 دوم نوشت:

 

و... گاهی هم  فک می کنی اونی که خودش بزرگترین داستان پردازِ ، میشینه  قصه ی تک تک آدماش رو  گوش می کنه.یعنی گوش میکنه!!؟..فک کن آدما این وسط دائم قصه اشون رو عوض می کنن...آخه آدما ....!!!!!


 




ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید